روانشناسی چاقی (بخش دوم)
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ دی ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

رابطه‌ی مشابهی بین چاقی، جنسیت و اقدام به خودکشی دیده شده است. زنان چاق در معرض افزاش خطر هستند و در مردان چاق میزان خطر کاهش می‌یابد. مدارک موجود همچنان نشان می‌دهد که در مقایسه با نمونه‌های جامعه، اضطراب و افسردگی در افراد چاقی که در جستجوی کمک‌های بالینی هستند، بیشتر دیده می‌شود. زنان چاق، نسبت به مردان چاق، بیشتر در معرض اضطراب و افسردگی هستند. زنان چاقی که دارای زمینه‌های اقتصادی - اجتماعی بالاتری هستند، نسبت به زنانی که دارای زمینه‌ی اقتصادی اجتماعی پایین‌تر هستند، بیشتر در معرض خطر هستند. در یک پژوهش نیز افسردگی پیش‌بینی کننده‌ی شروع چاقی در یک سال بعد بوده است. افزون بر سن عوامل واسطه‌ای دیگری نیز وجود دارند که با افسردگی و چاقی مرتبط هستند. برخی از این عوامل عبارتند از: شدت وضعیت چاقی، جنسیت، وضعیت اقتصادی - اجتماعی، میزان مذمت و بدنامی چاقی (به ویژه در فرهنگ غرب) و تمایل شدید افراد چاق به خوردن در پاسخ به هیجانات منفی. اما خطر سلامتی روانشناختی، در زمانی که چاقی با بیماری‌های مزمن دیگر همراه باشد، زمینه را برای مشکلاتی که در همه انواع معلولیت‌ها متداول است مهیا می‌سازد. اگر شرایط اجتماعی همراه با مذمت و بدنامی باشد، پیامدهای آن به ویژه روی عزت نفس نیز اثر می‌گذارد. اگرچه شواهد درباره ارتباط اختلالات روانی با چاقی متناقض است، اما بعضی از مطالعات نشان داده‌اند در افراد چاق شیوع اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی و اختلال پرخوری درمقایسه با جمعیت عمومی به طور معنی‌داری بالاتر است. این مسائل هزینه‌های سنگینی را به جامعه تحمیل می‌کنند.
برخی افراد چاق وقتی عاشق می‌شوند به میزان زیادی وزن از دست می‌دهند و وقتی معشوقشان را از دست می‌دهند دوباره افزایش وزن پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد الگوهای عادتی خوردن بسیاری از افراد چاق مشابه الگوهای چاقی تجربی باشد و به‌خصوص در این زمینه مختل شدن سیری معضل مهمی است. به نظر می‌رسد افراد چاق در محیط خود نسبت به نشانه‌های غذا و خوشمزگی آن حساسیت غیر ارادی دارند و در صورت دسترسی به غذا قادر به توقف خوردن نیستند. برخی از آن‌ها قادر نیستند بین گرسنگی و انواع ملالت‌های دیگر افتراق قائل شوند.

 

برگرفته از:‌ http://drrad.co